چند روز عقب موندم
چند روزي وقت نميكنم روزمره علي جان بزارم .
امروز كارا رو كنار گذاشتم تا وبلاگشو به روز كنم . سه شب گذشته افطار خونه ماماني دعوت بوديم . (خاله با دايي هم بودند )
خانم دايي كادوي تولد علي جونو آوردده بودندن ... ممنون خانم داداش گلم

بعد رفتيم حياط خونه ماماني و افطار كرديم .بعد هم نشستيم (خاله بازي بزرگترا ديگه ...) علي كوچمولو رفت خمير بازي ها شو آورد تا با خانوم داييش بازي كنه . ببينين چي كار كردند .

اول يه عينك درست كردند

بعد هم دستاشونو لاك زدند

اين هم ناخن مصنوعي با خمير برا علي اقا
شب بعد هم قرار گزاشتيم بريم پياده روي در جاده سلامت (عالي بود ) تا ساعت 12 يك بود كه مونديم با پفك وميوه و آب معدني از خودمون پذيرايي كرديم

علي آقا با دوچرخه آمده بود .
ديشب دوباره رفتيم خونه ماماني ... با خاله فاطمه نشستيم و برا علي اقا راي جمع كرديم
ديگه كسي نبود كه بهش اس ام اس نداديم كه به علي راي بده
جالب اينجا بود كه توي اس ام اس نوشته بوديم هر كي عدد 322 را به 20008080200 اس داد با يك تك زنگ به ما اطلاع بده ....
در ضمن علي را هم خاله دعوت سرسره بادي كرده بود .چون علي يه سوره از قرآن را از حفظ خونده بود .
خاله قول داد هر موقع يه سوره بخونه ... علي را ببره پارك بادي . ديشب هم اولين شب بود




چند روز عقب موندم
